شکستن غرور!
آن روز، معلم دو خط روي تخته سياه كشيد و گفت «بچه ها، اين دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند مگر يكي خود را بشكند. عزيزانم تا غرورتان را نشكنيد به چيزي كه مي خواهيد نمي رسيد.»
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ساعت ۲:۵ ب.ظ توسط معصومه
|
بسيار وقت ها